تبليغاتX
ستاره های سربی
آقای صدا

 

و خدا صدا را آفرید...!!

 

همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند


تا قشنگترین شب دنیا را جشن بگیرند


قشنگترین شب دنیا

شب تولد تو

شب تولد عشق

 

شب تولد امید

 

شب تولد طلوع

 

شب تولد شقایقها

 

شب تولد رازقی و اقاقی

 

شب تولد حنجره ی طلایی

ای تو ! روز میلاد بهار !

چه با شکوه متولد شدی !

به پاکی سبزه و آب و آیینه !

......

چه زیبا عشق را معنی کردی

در شکفتن صدایت !

......

منزل به منزل

ساحل به ساحل

رویا به رویا

فردا به فردا

اوج گرفتی

 

....

نقش بهاران شدی در بُهت کویری امان ....

قصه ی باران شدی در حسرت و عطش تشنگی هامان ...

با تو ...با تو ... جاری ِ خون شدی در رگ بودنمان .....

ای عمق آبی عشق  !

در هزار و یک شب راز  ...

تازه  شدی و تازه کردی ترانه ها را ...

سنگ صبور دلتنگی هایمان !

تا به صبح وطن سرسبز از ایثار شدی و سرخ !

در بی پناهی من و تو و آواز ....

دست شدی ... رفیق شدی ... آغوش شدی ...

پروانه ای در مشت بودیم ....

فریادمان کردی !

کلام درد را تو آغاز کردی ...

 

تو...

صدایم کردی !

مستانه ... جانانه ....

بهانه ی گریه های من !

شعرهای پشت پنجره را تو خواندی ...

وقتی من دلم گرفته بود ...

از تو ... تا من ... تا ویرانی ...تا مرز شکستن...

تو را یک لحظه گم نکردم ...

باور کردم که  باورم  داری !

گفتنی ها با تو گفتم ..از گل و شعر و ستاره

ساز کشیدیم تو کلاس نقاشی ِ معلم بد !

چه بزرگ بودی ... اما در همه تنهایی های من جا شدی !

چه واژه های غریبی که تنها با تو در کتاب قصه ی من

معنی شدند...

چه نجیب و باشکوه و حیرت آور ....!

هق هق دلواپسی ام را،  گریه ، کردی....

عشق دیوانه ... رهایم کرد ...

تو گفتی ... تحمّل کن .. به تو می رسم من ....

پرنده های خسته ی دقیقه هایم را

با گل واژه هایت به پرواز در آوردی !

بهار بارانی چشم هایم را

تا صبح یلدا به انتظار نشستی ....

چه ترسی از ظلمت شب دارم ؟ ... که تویی ستاره ی همیشگی ها !  

از سادگی تو .. از دلواپسی من

هجرت کردیم ....

به گل و بوسه و پرواز ..... !

هوای برگشتنمان نبود ...

ای سایه بان و پناه خستگی و عشقم !

بی تو دلم یه بادبون پاره !

غصه هامو به خاطرم می یاره !

خط به خط خوندی مرا ...

تمام نفس هایم را شعر کردی ...

به معراجم بردی در فاجعه دلبستگی  !

دریغا ! دریغا ...

حجم کوچک قلب من چه تواند که از این همه سخاوت گوید ....

یا چه اندازه کم دارم در پیش پای عشق بی وسعت تو !

آه بگذار سفر کنم تا تو  ...

سفری بی آغاز .. سفری بی پایان

در رنگین کمان خاطرات عاشقانه ام !

ناجی صدای من ! ناجی احساس من !

ناجی ترانه ها.... ناجی واژه ها ....

تا به کی .........

آه ... فاصله ها سخت دلگیرم می کنند ....

اینگونه با صدایت زندگی می کنم

و تو ....  در قلب من !

کاش به شهر من ... تو را راه بود !

این همه ی  احساسم نیست ...

چرا که آن هم  به تو نمی رسد ، آخر...

صدای تو را می شنوم ...

باورم کن ...

که دراین شب باشکوه شکفتن تو ...

هدیه ای قابل ندارم

تنها ...آری ... باز هم تنها

می گریم ........

که روزی شود آیا ؟

دیدارت را بینم ؟

یا جاده های مه گرفته من را و بسیاری چون من را .....؟؟؟

چه بگویم که حق کلام را ادا کنم ...

که هم از عشق من تواند گفت و هم از دست و صدا و سخاوت تو ....

میلادت عاشقانه و شاد است

مبارک ........!

در آخر تشکری ویژه دارم از دوست خوبم ( یلدا) که مرا در ایجاد این پست خیلی کمک کرد*

*با تشکر امیر عاشق ابی*

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 19:41  توسط امير عاشق ابي  | 

سلام به تمام شما نازنيان

با هر نگاه , بر آسمان اين خاك , هزار بوسه مي زنم

نفسم را از رود سپيد و آسمان خزر و خليج هميشگي فارس مي گيرم

امروز ميخوام در مورد مطلب مهمي آپ كنم مطلبي كه چند روزي حسابي اعصابم را به هم ريخته و باعث ناراحتيم شده.

بله دوستان چند وقتيست كه دوباره دشمنان به پا خاسته و همه شمشير ها رو از رو بسته اند و قصد خراب كردن بزرگ مرد تاريخ موسيقي ايران يعني آقاي صدا ابي نازنين را دارند.

 

باز هم سناريوي خليج فارس

به قول خود ابي كه ميگه:

"اين خليج هم واسه ما شده مشملك"

"ترانه جاودانه خليج را سال ها پيش بزرگمردي فرياد زد كه اكنون يكي از برجسته ترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران به شمار مي رود. اسطوره اي كه بر قله آسمان موسيقي ايران سر سائيد , پرخروش رودي كه به درياي قلب بي شماري از ايرانيان جاري شد و پرطپش قلبي كه به عشق ايران طپيد"

"ابي از معدود هنرمنداني است كه در دوران ارعاب و خفقان از عشق و آزادي خواند , در دوراني كه بسياري از مدعيان امروزين آزادي و وطن پرستي در نبود شبكه هاي ماهواره اي و شبكه جهاني اينترنت سر در لاك خويش داشتند يا كار ديگر مي كردند!... و ترانه خليج يكي از آثاري است كه در همان دوره به اجرا درآمد.در طي اين سال ها به جرات مي توان ادعا نمود كه اين ترانه يكي از معروف ترين و همه گيرترين ترانه هاي ملي ميهني در طول تاريخ موسيقي ايران است."

نميدونم قصد اين خواننده تازه به دوران رسيده چي بود كه اون شب اين كار رو كرد كه به احتمال زياد چيزي نبوده جز خراب كردن وجهه آقاي صدا در بين هوادارانش و همچنين كم رنگ كردن محبوبيت ابي نازنين كه به نظر من مضحكه اي بيش نيس و مانند كوبيدن آب در هاون ميباشد.

شما كه ميگيد هنگامه شير زنه و ابي نامرد !!!!!!!!

اول بگم كه ابي دو بار خليج را طبق گفته خودش در دوبي اجرا كرده.

اگه ميبيند هنگامه خليج رو ميخونه و ابي نه تعجب نكنيد چون هنگامه محبوب نيست چون صداي هنگامه مانند صداي ابي به وسعت خليج هميشگي فارس نيست .

شيخ هاي دوبي از قدرت بي انتهاي صداي ابي وحشت دارن ميدونن صداي بي همتاي ابي كل امارات رو به لرزه در مياره ميدونن كه ابي تنها خواننده محبوب ايرانيه كه هر سال اين همه مشتاقانه به ديدنش ميان وگرنه شهره هم آهنگ خليجشو در دوبي خوند چرا براي اون مشكلي پيش نيومد.

چون ترانه خليج فارس ابي فقط در مورد خليج فارس نيست ترانه ابي تنب كوچك و بزرگ خزر سپيد رود و كوه گواتر داره همون چيزايي كه اين شيخ ها چند ساله ميخوان به دست بيارن.

براي همين از صداي بي همتاي ابي و ترانه جاودانه اش ترس و وحشت دارن.

بعضي ها ميگن ابي براي پول خليج رو در دوبي نميخونه نه عزيزان ابي ثروتمند ترين خواننده ايرانه وگرنه هيچ موقع تصميم به بازنشستگي نمي گرفت و دليل ديگش كه چندين بار هم خودش گفته عشقي است مردم بهش ميدن عشقي كه از ايران اومده عشقي كه بوي وطن ميده عشقي كه شايد يه كم از درد غربتش كم كنه.

"خليج فارس بر اساس يك  بدعت نادرست و طي يك توطئه تاريخي در امارات متحده عربي به خليج عربي معروف گرديده همانگونه كه اروند رود به شط العرب در عراق و... مهم آن است كه خليج فارس در تمامي اطلس ها و نقوش جغرافيايي معتبر دنيا به همين نام ناميده شده است.جالب تر آنكه دانشمندان و علماي منصف عرب نيز خود بر نام زيباي خليج فارس صحه مي نهند و حتي در موزه هاي امارات در تمامي نقشه هاي بازمانده از گذشته نام سينوس پركوس كه برگردان يوناني خليج فارس است جلب نظر مي نمايد.تسميه خليج فارس بدين نام با توجه به اينكه ايران گودترين و پرآب ترين بخش خليج را در اختيار دارد و با در نظر گرفتن جمعيت هفتاد ميليوني ايران در قبال ده ميليون اعراب همسايه در حاشيه خليج فارس و ساحل دوهزار كيلومتري ايران و تعلق اكثريت جزاير واقع در اين منطقه به خاك ايران امري است بديهي و بي نياز از ايراد دليل."

"پس چرا بايد بي جهت باعث دامن زدن به اين مسئله شد؟چرا بايد رسم ميهمان نوازي را بر هم زده و ايجاد تشنج مضاعف نمود؟از اين نكته نبايد غفلت كنيم كه بنا به شرايط فعلي اين سرزمين دوبي يكي از معدود اماكني است كه ميعادگاه هنرمندان در تبعيد با عاشقان داخل كشور است... دوبي دختركان معصوم اين آب و خاك را به سوي خود نمي خواند بلكه شرايط مخوف داخل كشور ماست كه ايشان را به آن سمت سوق مي دهد و نه دوبي بلكه تركيه و كشورهاي اروپايي نيز از اين مسئله مستثني نيستند و اين مصيبت از سال هاي طولاني گذشته نيز مبتلا به جامعه محنت زده ما بوده و كماكان نيز هست و سطحي نگري است اگر بيانديشيم با نيامدن هنرمندان به دوبي اين فتنه ريشه كن خواهد شد, چرا كه اصولاً ريشه در جاي ديگري است و توسط ديگران آبياري مي شود.ابي مابين يك دو راهي قرار داشت يا بايد از خواندن ترانه خليج براي اهدافي بزرگتر چشم مي پوشيد يا به خواست زورگوياني كه با اهداف ديگري پيگير ماجرا بودند گردن مي نهاد و يكبار براي هميشه اين ترانه را در دوبي اجرا مي نمود و نتيجتاً... نيامدن به دوبي براي هميشه و محروم كردن خيل مشتاقان و عاشقانش از ديدار خويش, جواناني كه روياي حتي يك لحظه ديدار او را در دل مي پرورند ... يا آمدن و سكوت در مورد ترانه خليج فارس.سكوتي بدان معنا كه خود گوياي همه حقايق است.ابي عزيز مدتي است كه ترانه خليج را در دوبي اجرا نمي كند اما اين هرگز بدان معنا نيست كه وي در دوبي ترانه اي موهوم به نام خليج عربي را زمزمه مي نمايد!!!سكوتي گويا در قبال اين مسئله بسيار زيباتر و منطقي تر است تا بخواهند به صرف كسب نام و اعتبار و مطرح شدن و برسر زبان افتادن به دوبي رفته و ترانه هاي ريتميك قر كمري مانند"خليج فارس خومونه!" را بخوانند و ابهت و جلال خليج فارس را به سخره گيرند و ابلهان هميشگي!هم در مقايسه اي از جنس خودشان!براي ايشان كف بزنند و هورا بكشند و اوج هيجان وطن پرستي!خود را متجلي سازند!ابي و شهرت بي همتايش و ترانه خليج با آن ابهت و عظمت و از اين سو...؟! و كيست كه بپرسد چرا همه پس از ابي به ياد خليج هميشگي قارس افتاده و درد خليج بر جانشان مستولي شده است؟؟"

"البته پرواضح است كه تمامي ابناء بشر با عشقي آميخته در رگ و پي شان قد مي كشند و اين عشق همانا عشق به وطن و خاك مادري است.ابي و ديگر هنرمندان ما نيز هرگز عاري از اين عشق پاك نبوده و نيستند و هرگز نمي توان به صرف سكوت كسي را متهم به وطن فروشي نمود."

"موسم حج را به خاطر آوريد... مگر ما ايرانيان شيعه نيستيم و به ولايت مطلقه مولاي متقيان علي(ع) اعتقاد راسخ نداريم؟؟پس چگونه است كه در موسم حج و در عربستان كه ام القراي جهان اسلام است در قبال اين حقانيت خود مهر سكوت بر لب مي نهيم و در مناسك حج فرياد بر نمي آوريم كه ايها الناس عمربن خطاب حق مسلم علي(ع) را پايمال نمود؟؟؟چرا؟مگر عشق به علي فقط گاهي كه در ايران به سر مي بريم در دل هاي ماست و در عربستان از دلهامان رخت بر مي بندد؟پس چرا سكوت؟آيا نه به اين دليل است كه مي انديشيم شرايط براي اين كار مهيا نيست و اين عمل از جانب ما نه تنها حقيقتي را صحه نمي گذارد بلكه تنها باعث تشنج و دوري بيشتر مسلمانان از يكديگر و محروم شدن از شركت در مناسك روحاني حج خواهد گرديد!اينجاست كه سكوت مي كنيم اما اين سكوت به معناي تاييد آنها نيست و در جاي مناسب و از طرق علمي و منطقي با ايشان به مجادله خواهيم پرداخت كه تا كنون نيز چنين بوده است... سري را كه درد نمي كند چرا دستمال ببنديم؟!"

"يا به خاطر آوريد كه در قرون دوم , سوم و چهارم شيعيان چگونه تقيه مي كردند؟ حتي شخص پيامبر بزرگوار اسلام(ص) به عمار ياسر تقيه را آموخت و به وي گوشزد نمود كه براي پيشبرد اهداف و مصالح عالي تر در شرايطي مي توان آنچه را كه در دل هست بر زبان جاري ننمود."

"براي اهدافي بزرگتر... براي آنكه ابي بتواند در نزديكي خاك مادري و در كنار هموطنان عاشقش فرياد برآورد"هلا توان همه عاشقان در ميهن"...او كه در تمامي كنسرت هايش ترانه خليج را با حال و هوايي ديگر اجرا و به راستي در هنگام اجراي اين ترانه از جان مايه مي گذارد و اشك در چشمانش حلقه مي بندد را نمي توان به جرم سكوت در دوبي به عدم علاقه به آب و خاك مادري محكوم نمود و اين عشق بزرگ و حقيقي كه در طول تمامي سال هاي خفقان معناگر آن بود را از وي بازستاند. "

 

 "ابي در دوبي براي بيش از شش هزار نفر از مردمان كشورش در كنسرتي به راستي باشكوه و بي نظير آزادانه سرود عشق سر داد و از هموطنان عاشقش خواست تا سلام او را به جاي جاي ايران پهناور از درياي خزر تا خليج فارس برسانند و زير بار حرف زور آنها كه با اهدافي ديگر نخواندن ترانه خليج را بهانه اي براي رسيدن به مقاصد مزورانه خود ساختند نرفت.ابي نخواست كه اين تنها فرصت ديدار عاشق و معشوق از ميان برود...نخواست كه شميم وطن و چهره هموطنان را به باد فراموشي بسپارد و نخواست براي صورت مسئله اي كه اساساً وجود ندارد اثبات بنويسد."

 

"و آری, مگر نه اين است كه ابي خليج را و نه خليج بلكه خزر, سپيد رود, گواتر و خرمشهر را تنها براي جايي خواند كه در آن متولد شده و باليده است تا تمامي احساسي را كه به زادگاه خويش دارد به ديگران نيز منتقل كند؟ نمي دانم اين مدعيان پر طمطراق كجا بودند زماني كه ابي عزيز ما فرياد مي كشيد"شكفته چون گل سرخ بر سينه هاي ياران,عشقي به نام مردم قلبي به شكل ايران"؟ يا در كدام خواب خرگوشي به سر مي بردند آن هنگام كه با رساترين صداي زمانه بانگ برداشت"آري از خون پهنه برزن و ميدان سرخ است"؟ و در خلسه مستي و بي خبري چه به سر مي بردند آنگاه كه او فرياد برآورد"بگوييد از سر بلند عشق بر دار"؟؟ دريغ و افسوس كه اين جو فروشان گندم نما و اين زرپرستان به ظاهر ميهن پرست!! به سوداي خام خويش دل مشغولند و پس از بيست و اندي سال به ناگاه سر از بالين هاي آسوده شان برداشته و ناجوانمردانه عشق و مراد و معشوق ميليون ها ايراني عاشق را به مسلخ مي كشند.اگر گفتار و رفتار هر كس ملاك شناسايي او نباشد و اگر هنگامي كه ابي فرياد زد"دوباره مي شود آري به باغ گل روياند و اي خسته از زنجير جهل و فتنه بشكن" پي به انديشه آزادي خواهانه او نبرند پس چگونه انتظار دارند كه ديگران رفتار و گفتار خودشان را كه دائم از درد وطن!مي نالند باور کنند؟؟."

 

 قسمتي از مصاحبه ابي با تلويزيون پارس:

در اين مصاحبه ابي بسيار ناراحت و عصبانيه مخصوصا" از دست شيادي به نام شهرام همايون كه به تازگي در كانال وان برنامه داره و مرتب ترانه خليج فارس رو با صداي ابي پخش ميكنه.

اون كسي كه مصاحبه ميكنه كه متاسفانه اسمش يادم نيس به ابي ميگه چرا خليج را در دوبي اجرا نميكني.

ابي: من تا حالا خليج را دو بار در دوبي اجرا كردم الانم به خاطر پاره اي از مسائل متاسفانه نميتونم اجرا كنم.

كه در ادامه صحبت ها ابي ميگه اين خليج هم واسه ما شده مشملك

من ترانه خليج هميشگيه فارس را در كل دنيا فرياد ميزنم در آلمان امريكا كانادا همه جا خليج رو ميخونم و بهشون ميفهمونم كه خليج هميشگي فارس خزر تنب كوچك و بزرگ مال ايران ماس.

وقتي اين همه فقر در مملكتم وجود داره وقتي اين همه جوون معتادرو ميبينم وقتي ميبينم خونه اي به نون شبش محتاجه وقتي پدري رو ميبينم كه كه بايد خجالت خانوادشو بكشه و به خاطر اينها هميشه ناراحتم به جاي ترانه خليج ترانه زيباي هلا رو اجرا ميكنم.(قسمتی از ترانه رو هم زنده اجرا میکنه) حالا همتون مياين ميگين چرا ابي خليج را دوبي نميخونه با اين چيزا مشكله ايران حل ميشه همه ميدونن كه خليج هميشه خليج فارس بوده و هست و با خوندن و نخوندن من به خليج عرب تبديل نميشه.

در ادامه هم جواب شهرام همایون رو میده که بهش گفته بود ابی بیا این پول اگه برا پول نمیخونی.

که ابی در جوابش گفت پولت تو سر تو امثال تو بخوره پولتو به رخ من میکشی من تمام شبکه تورو میتونم یک جا بخرم و در راه خدا آزاد کنم.

ابي اسطوره يك ملت باقي خواهد ماند و هرگز صدايي به وسعت خليج هميشگي فارس در همهمه بادهاي ولگرد گم نخواهد گشت.

تفنگم در دست و سرودم بر لب, همه ايران را مي بوسم

من خورشيد هزار پاره عشق را, بر خاك وطن مي آويزم

اي وارثان پاكي, من آخرين نگاهم, بر آسمان آبي اين خاك

و خليج هميشگي فارس, فارس, فارس خواهد بود...

قسمتهایی که با ((")) نشان داده شده برگرفته از وبلاگ رسمی طرفداران آقای صداس که متاسفانه خیلی وقته ازشون خبری نیس و بیراهه ندیدم که با اجازه مطالبشون را د راین پست قراردهم تا شاید کسانی که قبلا" این مطالب رو نخواندن یا هوادارای دیگر خواننده ها که همگی نا جوانمردانه به ابی تهمت وطن فروشی میزنن کمی آگاه شوند.

با تشکر امیر عاشق ابی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/16ساعت 17:8  توسط امير عاشق ابي  | 

 

 سلام به تمام ابي لاور هاي گل و نازنين

اميدوارم كه حالتون خوب باشه و لبتون خندون

 در اين پست ميخوام چند عكس زيبا از آقاي صدا و همچنين متن چند ترانه از ترانه هاي كمياب ابي جون را براتون بذارم اميدوارم كه خوشتون بياد و با نظرات زيباتون مرا در بهتر شدن كارهام كمك كنين.

 

 

اي خدا كاشكي برا ي آدما دل بي رنگ و ريا ساخته بودي

  كاشكي جاي غضب و كينه ي دل،دل پر مهر و وفا ساخته بودي

 

ديگه قلب آدما از آهنه

كارشون ريا و تهمت زدنه

 آدما از همه چي دل بريدن

جاي روز به ظلمت شب رسيدن

واي از اين تهمت بي جا

واي از اين رنگ و ريا

واي از اين قلب دو رنگو

دل سنگ آدما

ديگه قلب آدما از آهنه

كارشون ريا و تهمت زدنه 

*********************

زنده باد

ابر مرد موسيقي پاپ ايران زمين

آقاي صدا ابي

**********

تو فصل تاريك شب ستاره در سفر بود

مثل پاهاي خستم از مقصد بي خبر بود

فكر نبودن تو هميشه خاطرم بود

احساس تلخ اين پوچ احساس آخرم بود

برامون تفاهم برج شکسته ای بود ، برج شکسته ای بود

گره های ، غصه هامون ، قفل ، بسته ای بود

گل واژه های شعرت گلی بی اعتباره

بیرق موهای تو از نسلی بی تباره

تو تک سوار مغرور حریممو شکستی

من تک نشین عاشق تو قلبمو شکستی تو قلبمو شکستی

**********

   

اسم تو گُل ، شكل تو گُل
اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شكني
گرفته اي راه نفس

اسم تو گُل ، شكل تو گُل
اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شكني
منو مي آزاري و بس

ظالم ، ظالم

منو مي آزاري و بس


با همه خوب ، خنده به لب
به جانِ من ، زخم غضب
هميشه دوست ، هميشه يار
براي من طنابِ دار
با همه دوست ، با همه يار
براي من طنابِ دار

ظالم ، ظالم
منو مي آزاري و بس

خسته از این حال و هوا

از این همه چون و چرا

برای خاطر خدا

مرا نبر به ناکجا

ظالم ظالم

منو می آزاری و بس

تو رو باید مث ماه رو قله ها نگاه کرد

با هر چی لب تو دنیاس تو رو باید صدا کرد


کی از ستاره بارون چشماشو هم میذاره

نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره

 

باید از عطر اقاقی تو رو آغاز کنم

با صدای خیس بارون تو رو آواز کنم

تو از متن کدوم رویا رسیدی

که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد

 

 دقیقه ها غزل میگن وقتی سکوتو میشکنی

قناریا عاشق میشن وقتی تو حرف میزنی

 

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش

همین امشب کلید قفل این زندون تن باش

 

امیدوارم از این پست و عکسها خوشتون اومده باشه

نظر یادتون نره

**به امید دیدار آقای صدا در خاک وطن**

*با تشکر امیر عاشق ابی*

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/01ساعت 16:56  توسط امير عاشق ابي  |